ورود به سایت

مصاحبۀ روبوفریون با جاش ویتزکین

در تاریخ : 29.01.91
توسط : admin
نظرات : 1
بازدیدها : 4442
چاپ مطلب
  • امتیاز منفی
  • +8
  • امتیاز مثبت

 مصاحبۀ روبوفریون با جاش ویتزکین (استاد بین المللی شطرنج باریتینگ 2464)

اگر کمی به شطرنج علاقه مند باشید  و در طی 20 سال گذشته نیز، بی خبر از رویدادهای جهان نبوده باشید، احتمالا نام جاش ویتزکین را شنیده اید. شخصیت اصلی او فقط محدود به کتاب نمی شود . بلکه در فیلم هالیوودی "در جستجوی بابی فیشر" (Searching for Bobby Fischer) نیز می توان او را یافت. وی دارندۀ 8 عنوان قهرمانی ملی در رشتۀ شطرنج میباشد و از سال 1997 سخنگوی Chessmaster (نرم افزار مشهور بازی شطرنج) است. وی در سال 1998، برآن شد که چیزهای تازه ایی بیاموزد و به تای چی چوان(Tai Chi Chuan) روی آورد.در آنجا نیز همچنان موفقیت شگفت انگیز خود را داشت. 13 عنوان قهرمانی ملی حاصل کار او بود. وی در حال حاضر دارای دو عنوان قهرمانی جهان در بخش فشار دست(Push Hands) تای چی چوان می باشد.  او علاوه بر این ها، کتاب جدیدی با عنوان هنر یادگیری به رشتۀ تحریر درآورده است. جاش ویتزکین در نهایت لطف و مهربانی پاسخگوی سوالات من بود.

 سوال: وقتی دیگران شما را به عنوان "بابی فیشر آینده" تلقی میکردند، چه بار سنگینی بر دوش خود احساس می کردید؟

جواب: خوب، اولین بار این کلمات را در 6 سالگی شنیدم. آن موقع در پارک میدان واشنگتن بازی می کردم. شنیدن این کلمات در آن زمان برایم جالب و نشاط بخش بود. من اصلا فیشر را نمیشناختم و آنقدر بی تجربه و معصوم بودم که بار مسئولیت،هیچ گونه آشفتگی و نگرانی در من ایجاد نمی کرد. فکر می کنم این توجه و کلمات باعث شد که به فکر بیافتم.آن موقع هفت هشت ساله بودم و در گروه سنی خودم به عنوان بازیکن تراز اول کشور مطرح بودم. فشار و سنگینی بر دوشم احساس می کردم. مجبور بودم با همه جور بچه سر و کار داشته باشم و مربی ها سعی می کردند مرا خراب کنند و این برای من سخت بود... اما میدان خوبی برای پرورش یافتن در زندگی بود. خوشبختانه پدر و مادرم و مربیم (بروس پاندولفینی) حرف نداشتند. و من در این مورد بسیار خوش شانس بودم. پاندولفینی بیشتر از آنکه به نتیجۀ بازی بیاندیشد بر عشق و علاقه تأکید میکرد.

س: فکر نمی کنید توجهاتی که به خاطر "در جستجوی بابی فیشر"به شما میشد باعث شد که زمان کمتری را به مطالعه و بررسی شطرنج بپردازید.

ج.و: اینگونه نبود. با اینحال بر روی کیفیت کار من بی تأثیر هم نبود. بهتر است شفاف تر به این موضوع بپردازم. زمانی که پدرم کتاب "در جستجوی بابی فیشر" را بیرون داد، من 11 ساله بودم. آن موقع این کتاب هنوز خام و یک اثر کاملا صادقانه بود و درخشش هالیوودی نداشت. در نتیجه هیچ تأثیر منفی بر روی بازی من به جا نگذاشت. من در روزهای اوج خود به سر میبردم و هر سال در رقابتهای ملی برنده میشدم. سپس پدرم کتابی در مورد اشک ها و پستی و بلندی های زندگی من نوشت--- سعی کرد همه چیز واقعی و حقیقی باشد. اگر قرار باشد چیزی در این باره بگویم، باید اعتراف کنم که این کتاب حساسیت و نقطه ضعف من را آشکار کرد؛ اینکه سطح انسانی و هنرمندانه از نظر من اهمیت زیادی داشت. 16 ساله که بودم فیلم بر روی پرده رفت. این هم برای خود داستان دیگری داشت. به ناگاه در میان نورافکن هالیوود قرار گرفتم.

شور و اشتیاق من به خاطر جستجوی درونی پیام و مفهوم از طریق شطرنج،ادبیات و فلسفه بود و در آن لحظه چیزهایی ظاهرشدند. وجود گروهها و نمایش های تلویزیونی و انواع امتحانات حفظ این دیدگاه را برای مرد جوانی مثل من مشکل می کرد.انعطاف پذیری، سرمایه گذاری در هنگام ضرر و زیان ، داشتن ذهن یک نوآموز ، استفاده از زمان گرفتاری، پرداختن به نقطه ضعف ها و تبدیل آنها به نقاط قوت برای هر هماوردی اهمیت زیادی دارد. اما من داشتم حساس و شکننده میشدم. به خودم آمدم و متوجه شدم به جای اینکه برای دل خودم زندگی کنم به دنبال برآورده کردن توقعات دیگران هستم. هر چه مادیات، زندگی مرا بیشتر فرا می گرفت ، احساسات و سرزندگی بیشتر از زندگی من دور میشد. چند سال بعد از اینکه دبیرستان را تمام کردم ، کشور را برای مدتی ترک کردم ،به کارهایی مثل سفر به سراسر اروپا، کتاب خواندن و به تفکر پرداختن و خود را از دوربین های سینما دور کردم. در کتاب هنر یادگیری وقایع این دوران را صادقانه به نگارش درآوردم. این دوران ، دوران خامی و بی تجربگی من در زندگی بود و از جهاتی کشمکش و پنجه در پنجه شدن با این بحران ها بود که از من آدم کنونی را ساخت.

س:آیا همین توجهات یا شاید انتظارات زیاد مردم ، علت کناره گیری شما از شطرنج و پرداختن به تای چی نبود؟

ج.و:علت این امر توقعات مردم نبود،بلکه حس بیگانگی و ناهمبستگی خودم به بازی بود که عاشقش بودم. خط مشی من در مورد خوداکتشافی داشت نمود خارجی پیدا میکرد و این مرا آزار می داد. به عنوان یک هنرمند، رقیب و یک انسان  احساس می کردم که زندانی شده ام. مدیتیشن و فلسفۀ بودایی و تائویی در بازیابی حس تعادل در من بسیار کارساز بود. زمانی که مطالعۀ تای چی رو شروع کردم،این حقیقت که عینا نوآموز دیگری بودم ، احساس رهایی شگرفی به من میداد؛ بیشتر رهایی از خودم تا کس دیگری.

 س: آیا واقعا الان خود را از شطرنج بازنشسته کرده اید؟ نقشه ای برای برگشت ندارید؟

ج.و: من بازنشسته ام و هیچ برنامه ایی برای برگشت در ذهن ندارم. شطرنج همیشه قسمت عظیمی از زندگی من خواهد بود و روند یادگیری روزانۀ مرا جهت میدهد. عشق من به بازی شطرنج بی چون و چراست. اما احساس نمی کنم که لازم باشد به صحنۀ مسابقات قهرمانی برگردم. من 16 سال از عمر خود را در مسابقات قهرمانی گذراندم و الان در عرصۀ چالش ها و مبارزات دیگری حضور دارم.

س: بزرگترین موفقیتی که تا کنون داشته اید –هم در زندگی و هم در شطرنج –چیست؟

ج.و: بزرگترین موفقیتم در زندگی، پیروزی در مسابقات قهرمانی  Tai Chi Push Hands جهان در سال 2004 است. این بزرگترین تجربۀ زندگی من است. اگر قبل از این میپرسیدید که آیا در مورد آن به درک و شناخت عمیقی رسیده ای، میگفتم بله، می دانم و این در حالی بود که هیچ چیزی از آن نمی دانستم. من در انتهای کتابم چیزهایی دربارۀ مسابقات قهرمانی نوشتم--- این مرحلۀ ماجراجویانه در زندگی من پر بود از فساد،آسیب های ناجور، رقبای هراس آور که با محدودیت بی چون و چرای خویش مرا تحت فشار قرار می دادند. بگذریم، تفکر شطرنج نقش اساسی در سال های آماده سازی من و راهبرد قهرمانی ام داشت.

باور کنید یا نکنید، بزرگترین موفقیت من در شطرنج در هشت نه سالگی ام رخ داد. بعد از شکست در اولین مسابقه قهرمانی ملی ، به طعنه و نیشخندها توجهی نکردم ، ارتباط سالم برای یادگیری را ملکۀ ذهن خودم کردم، عشق را پیدا کردم و سال بعد پیروز مسابقات ملی شدم. تا 10 بعد از این پیروزی، همه چیز خوب بود.البته من سخت کار می کردم.اما آن سال مثل کشتی یخ شکن برای من بود. با نگاهی به گذشته متوجه می شویم که در حقیقت شکست در اولین مسابقات قهرمانی احتمالا بهترین رخداد زندگی من تا کنون بوده است.

س: خود من به شخصه از آکادمی شطرنج شما در برنامه Chessmaster Series بهرۀ فراوان برده ام. در Chessmaster Grandmaster Edition بعدی منتظر چه درس های جدیدی از شما باشیم؟

ج.و: متشکرم---ازاین بابت بسیار خوشحالم. Chessmaster جدید ، دارای دوره ایی مبتنی بر کتاب هنر یادگیری است. علاوه بر این،  برای اولین بار به تجزیه و تحلیل بازی به اوج رسیدۀ زندگی ام  " در جستجوی بابی فیشر" خواهم پرداخت.سپس برخی بازی های کلاسیک را از طریق منشور اصول یادگیری که در کتابم ذکر کردم، بررسی خواهم کرد.من همیشه سعی می کنم که زندگی و شطرنج را از طریق  Chessmaster به هم پیوند بزنم و موضوع اصلی من در اجرای جدید ،تداوم همین دیدگاه است.

س: من مجموعه سخنرانیهای" روانشناسی در مسابقات" شما را واقعا دوست دارم. ایدۀ این سخنرانی ها را از کجا گرفتید؟

ج.و: از زندگی ام. شطرنج و هنرهای رزمی اصولا همیشه برای من استعاری و مسیری به سمت رشد درونی بودند. درس هایی که من از تختۀ شطرنج یا بر روی تشک یاد گرفتم ، را میتوان در هر زمینه ایی تعبیر و تفسیر کرد. علاقۀ من به روانشناسی در مسابقات مادام العمر است و حد و مرزی ندارد.در واقع این موضوع کتاب بعدی من است.

س: همیشه با خودم فکر می کردم که داستان شما دربارۀ تصادف زنی با دوچرخه و برخوردش با ماشین ،یک داستان واقعی است یا فقط قیاس ساختگی بوده است؟

ج.و: کاملا یک داستان واقعی است. درست همانطور که نوشتم.هیچ چیز ساختگی در کتاب من وجود ندارد. این یک صحنۀ هولناک بود که درس به این مهمی را به من آموخت.

س: با توجه به انتشار کتاب هنر یادگیری و فروش خوبی که داشت، آیا کتاب دیگری در دست دارید؟

 ج.و: ایده های جالبی برای کتاب هایم دارم. اما در هنگام نوشتن  TAOL (انجمنی که برای شما کار میکند) زمان زیادی را صرف انتشار اطلاعات کردم.در حالی که می خواستم زمانی را فقط به زندگی اختصاص دهم.این کتاب در چندسال آینده با وجود همۀ این موارد ، وجهۀ آموزشی پیدا خواهد کرد.

 س:آیا شطرنج آنلاین هم بازی میکنید؟ نظرتان دربارۀ نقش تکنولوژی در آیندۀ شطرنج چیست؟

ج.و: به صورت آنلاین بازی نمی کنم. همیشه ترجیح میدادم که شخصی مقابلم باشد. قبلا با نقش تکنولوژی  در شطرنج موافق نبودم. اما در طی 10 سال گذشته، بواسطۀ Chessmaster، سعی کردم جنبۀ هنری، انسانی بازی شطرنج را با استفاده از کامپیوتر نمایان کنم. مادامی که با زیبایی معمایی که اصل فن را تشکیل میدهد در تماسیم، مجبوریم که تکنولوژی را بپذریم.مضحکانه است که یک امر گریزناپذیر را انکار کنیم--- شاید بشود آنرا به نفع خودمان تغییر دهیم. قطعا کامپیوتر در تسریع سیر تکاملی بازی شطرنج نقش داشته است. مبارزۀ  تال در برابر افرادی که اکنون سالهاست با دفاع دقیق کامپیوترها کار می کنند، جالب توجه است.  امروزه،خلاقیت باید شالودۀ دقیق و باثبات تری داشته باشد.

س: برنامۀ آموزشی شما درهنگام مبارزه بیش از هر چیز دیگر چه بود؟

ج.و: بگذارید این سوال را در زمینۀ هنرهای رزمی پاسخ دهم. از آن جهت میگویم هنرهای رزمی، چون در مقایسه با زمانیکه در دنیای شطرنج بودم، در حال حاضر در این زمینه سطح بسیار بالاتری دارم. 6 روز در هفته و در صورت امکان روزی دو بار آموزش می دهم.من کار تکنیکی سخت را با مبارزه ترکیب می کنم.من عمیقا به آموزش با تمرکز شبیه این که با کسی به مبارزه خواهید پرداخت، اعتقاد دارم.کیفیت و ثبات در همۀ مراحل لازم است. به نظر من چه در شطرنج و چه هنرهای رزمی، ایجاد رابطۀ کاری و حرفه ایی با حس ششم  ضرورت دارد--- در این عمل دانش و اطلاعات از ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه میرود و توان و نیروهای طبیعی ما را در جهت دانش و مطالعاتمان سوق میدهد.البته من در کتابم این فرآیند را دقیقا توضیح داده ام.

س: در مورد سبکتان در شطرنج چه فکر  میکنید؟

ج.و: من مدت زیادی در مبارزه و رقابت به سر نبردم. کشف این موضوع برایم خالی از لطف نیست. در هنرهای رزمی، من با انتقال قدرت و با ذهنم بازی می کنم.

س: به نظر شما بهترین برنامۀ آموزشی برای یک بازیکن بالقوۀ مسابقات چیست؟ آیا تفاوتی با برنامۀ پیشنهادی شما برای یک بازیکن غیر مسابقه ای دارد؟

ج.و: مطالعات روزانه با کیفیت بالا داشته باشید. در هنگام آموزش تمرکز کنید. در مورد آخر بازی(endgame) مطالعه و تحقیق کنید. به جای اینکه حرکات را حفظ کنید، اصول بازی  را بیاموزید. کیفیت کار خیلی مهم تر از کمیت است.

بهترین پیشنهادی که در مورد شطرنج می توانم بدهم این است که  بازیهای خود را عمیقا بررسی کنید و به دنبال الگوها بروید--- کجاها اشتباهات شما تکرار شده است؟ و این موضوعات چه کاربردی در زندگی دارد؟ این زمینه ها را هم در شطرنج و هم در زندگی در نظر داشته باشید. مهمترین چیز در مورد یک شطرنج باز این است که درخشش ذاتی خود بر روی صفحۀ شطرنج نمایان کند. خیلی از مربیان مصرند که شاگردانشان روشهای بکار گرفته شده دیگران (متدهای کلیشه ای آموزش) را انجام دهند؛ و با این کار توان فردی را نادیده میگیرند. چیزی که برای من اتفاق افتاد و به ضررم تمام شد. افراد موفق در بالاترین سطوح همۀ رشته ها، کسانی هستند که تفاوتهای ظریف فردی شخصیت خود را دقیقا پیدا کرده اند و بازی خود را حول همین محور ارتقا و گسترش داده اند. مربی ها باید ابتدا گوش فرا دهند(ما را بشناسند). اما متاسفانه تعداد کمی این کار را میکنند و در نهایت این خود ماییم که مسئول رشد و پیشرفتمان هستیم. به اعتقاد من شطرنج بازها باید گوش درون نگرانۀ بسیار دقیق داشته باشند و به این موضوع ایمان داشته باشند.

س: چیز دیگری هست که دوست داشته باشید در اینجا بیان کنید؟

ج.و:متشکرم،از بودن با شما لذت بردم.

مترجم : هدی زارعی

منبع انگلیسی 

سایت joshwaitzkin

 www.Chessboard.ir

 

بازگشت
تگهای مطلب :
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .
 نظرات :
  1. عضو سايت
    آفلاين dayijoon  در تاریخ : 9/02/1391 - 22:31
    خیلی خوب بود .تشکر


        1
    • امتیاز منفی
    • 0
    • امتیاز مثبت

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
آخرین محصولات فروشگاه