ورود به سایت

شعر کاظم کاظمی

در تاریخ : 22.05.89
توسط : admin
نظرات : 0
بازدیدها : 6755
چاپ مطلب
  • امتیاز منفی
  • +31
  • امتیاز مثبت
اين پياده مي‌شود، آن وزير مي‌شود
اين يکي فداي شاه‌، آن يکي فداي رُخ
فيل کجروي کند، اين سرشت فيلهاست‌
اسب خيز مي‌زند، جَست‌وخيز کار اوست‌
آن پياده ضعيف، راست راست مي‌رود
هر که ناگزير شد، نان کج بر او حلال‌
آن وزير مي‌کُشد، آن وزير مي‌خورد
ناگهان کنار شاه، خانه‌بند مي‌شود
آن پياده ضعيف، عاقبت رسيده است‌
اين پياده‌، آن وزير، انتهاي بازي است‌

صفحه چيده مي‌شود، دار و گير مي‌شود
در پيادگان چه زود، مرگ و مير مي‌شود
کجروي در اين مقام، دلپذير مي‌شود
جست‌وخيز اگر نکرد، دستگير مي‌شود
کج اگر که مي‌خورَد، ناگزير مي‌شود
اين پياده قانع است‌، زود سير مي‌شود
خورد و برد او چه زود، چشمگير مي‌شود
زير پاي فيل‌، پهن‌، چون خمير مي‌شود
هر چه خواست مي‌شود، گر چه دير مي‌شود
اين وزير مي‌شود، آن به زير مي‌شود

محمد کاظم کاظمي، شاعر معاصر افغاني

دسته بندی : شعر شطرنج
بازگشت
تگهای مطلب :
بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .

پیام سیستم

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
آخرین محصولات فروشگاه