ورود به سایت

شعر پروانه فتاحی طاری
31 تیر 1389

شعر پروانه فتاحی طاری

فريادم در سینه گمگشته و نگاهم در تبسم یک لبخند خشک مات آشنای آیین و غریبه کیش دیر صبحی است که دلم تنگ است و روحم در اندیشه عروج بی پایان چون شمع می سوزد و در پیچ و خم شطرنج زندگی گاه کیشم و
محتشم کاشانی
31 تیر 1389

محتشم کاشانی

غزل شماره ۴۱۲ با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم - ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند -  آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق
شعر سعدی
31 تیر 1389

شعر سعدی

قطعات شماره ۲۱۵ نظر کردم به چشم رای و تدبیر - ندیدم به ز خاموشی خصالی نگویم لب ببند و دیده بر دوز - ولیکن هر مقامی را مقالی زمانی درس علم و بحث تنزیل - که باشد نفس انسان را کمالی
شعر زیبای حافظ
31 تیر 1389

شعر زیبای حافظ

حافظ غزل شماره ۷۱ زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست - در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست - در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست تا چه بازی رخ
شعر
07 خرداد 1387

شعر

دل سفيد و مهره هاي من سياه/ سر پراز انديشه وچشمم براه اسب پيغامي نمي‌آرد دگر/ كو سواري نامه اي از سوي شاه ديده‌ي سربازهايم اشكبار/ بي وزير و آرزومند رفاه مهره از جايي به جايي برده ايم/ دست
زندگي و شطرنج
28 اردیبهشت 1387

زندگي و شطرنج

زندگي شطرنج دنيا و دل است / قصه پررنج صدها مشكل است شاه دل كيش هوسها مي‌شود / پاي اسب آرزوها در گل است فيل بخت ما عجب كج مي‌رود / در سر ما بس خيال باطل است ما نسنجيده پي فرزين او / غافل از
صفحه زندگی
27 اردیبهشت 1387

صفحه زندگی

صفحه زندگی هر كجا صفحه شطرنج بُوَد / راه سختي است در آن رنج بُوَد راه انديشه و زيبا بيني/ رابياموز كه جان را بيني چون كه بازيگر اين ميداني / رسم بازي نَبُوَد حيراني شاه دشمن كه همان شيطان
آخرین محصولات فروشگاه